تبلیغات
همسفران قاصدک - لژیون 02/27 ... ادامه وادی 9 قسمت اخر
 

لژیون 02/27 ... ادامه وادی 9 قسمت اخر

نوشته شده توسط :الهام کیانی
دوشنبه 29 تیر 1394-12:10 ق.ظ

بنام قدرت مطلق الله

 صدای خنده خدا را میشنوی ؟ دعاهایت را شنیده و به انچه محال میپنداری میخندد . هرروز را پر از اتفاقات خوب برایتان ارزو مندم 

گزارش لژیون یکشنبه 94/2/27با موضوع ادامه وادی 9 قسمت اخر به استادی سرکار خانم نجمه

سخنان استاد محترم :انسانهایی که حاضر نیستند هیچ سختی بکشند در یک کلام محکوم به نا بودیند.محکومند به اینکه به هیچ چیزی نخواهند رسید .با کوچکترین مشکل طلاق می گیرند ,با کوچکترین مشکل شغل خود را رها می کنند و..در این وادی یاد می گیریم برای رسیدن به عشق از نفرت گذر می کنیم,برای رسیدن به نور از تاریکی عبور می کنیم ولی این به این معنی نیست که مثلا من از امشب نسبت به همسرم نفرت پیدا میکنم تا به عشق برسم . 

قرار نیست من عمدا خودم را به دست یکی از نیروهای تخریبی بسپارم که یکی از انها نفرت است تا به عشق برسم .نه اگر به یک بازی زندگی رسیدم که در این بازی به ان شخصی که من علاقه دارم زیاد به من میدان نمیدهد ,زیاد علاقه اش را به من نشان نمیدهد اشکالی ندارد,دعوا راه نیندازم,داد و بیداد نکنم که چرا تو برای من مثلا تولد نگرفتی یا به من توجه خاص نمیکنی و ......باید از این گذرگاه گذر کنم و ما تنها این گذرگاه را در زندگی نداریم بلکه گذرگاه های زیادی در زندگی داریم .مثال دیگر: من به خواهر و برادر خود علاقه ی زیادی دارم ولی انها به اندازه کافی به من ابراز علاقه نمیکنند اینجا گذر از یک نفرت است برای گذر از این نفرت باید اموزش بگیریم. باید خورد شوم و یاد بگیرم که چطور از این گذرگاه عبور کنم . پس هر گذرگاهی در سر راه زندگی من وجود دارد به خاطر این است که من به نقطه تحمل بالاتری برسم. ما به مشکلات به شکل لعنت خداوند نگاه میکردیم ولی یک سفر دومی دیگر این موضوع را به راحتی درک میکند که این مشکلات رحمت خداوند هستند که باعث تجربه و اموزش در زندگی ما هستند.تا دیروز داد و بیداد بود , کسلی بود , مهمانی نرفتن بود و سستی.اما امروز که از این گذرگاه عبور کردیم میفهمیم که این مشکلات ما را پر از تجربه کرد و به ما اموزش داد . چون برای حل مشکلات در جهت انها حرکت کردم و جایی مثل کنگره را پیدا کردم که الان بهتر و راحت تر بتوانم دیگر مشکلاتم را حل کنم.در کنگره از دی اس دی استفاده کنم و همه مشکلاتم را به همین روش حل کنم .مثلا چطور با این روش وزنم را پایین بیاورم .با این روش چطور از ضد ارزش ها عبور کنم.در پی هم و به طول زمان از ضد ارزشها عبور کنم در پی هم و به طول زمان از ضد ارزش ها گذر کنم و یاد بگیرم انها را در زندگی کاربردی کنم.البته ناگفته نماند که بدون تمرین و بدون فکر امکان دارد زیر پنجه مشکلات له شویم.مثلا اگر بدون تجربه و مطالعه با فرزندم که در حال بلوغ است رفتار کنم و انتظار داشته باشم که رفتار فرزندم را اصلاح کنم و بدون هیچ اطلاعی و بدون انکه با پزشک حاذق مشورت کنم به سمت مقابله با رفتار فرزندم باشم,انتظار نداشته باشم که بتوانم با فرزندم ارتباط برقرار کنم . درست است که لازم است نیروهای تخریبی وجود داشته باشند ولی نباید من الزاما درگیر نیروهای تخریبی باشم.نباید حتما به نفرت برسم تا عشق را درک کنم نباید حتما درگیر مواد مخدر شوم تا حال خوش را احساس کنم نه هیچ بایدی در پا گذاشتن در نیروهای باز دارنده و تخریبی وجود ندارد اگر اتفاق و مصیبتی دچار ما شد اگر صادقانه به ان نگاه کنیم میبینیم که ما خودمان مقصر هستیم درست است که گفتیم که قانون طبیعت به این صورت است که هر که قوی تر باشد برنده تر است اما در جوامع انسانی خصلت هایی مثل شرافت و جوانمردی حکمفرماست. وقتی دروازه های ورودی انرژی خود را باز کنیم الزاما فقط نیروهای خوب و مثبت وارد بدن ما نمیشود .وقتی انرژی های تخریبی وارد بدن ما بشود انتظار حال خوش را از خود نداشته باشیم.کلاسهایی وجود دارد که حس را بالا میبرد بله هیچ چیز غیر قابل باور نیست میشود که حس خودمان را بالا ببریم  ولی انجا که ظرفیت ما به اندازه ان حس بالا نرفته باشد انجا انفجار سلولی برای ما اتفاق می افتد .مثل اینکه اگر انقدر حس بویایی ما بالا می رفت شاید اصلا نمی توانستیم کنار هم تحمل بیاوریم یا از چند صد متری بوی زباله ها را می فهمیدیم .انسان یازده حس دارد که زمانی که از پنج حس درون استفاده می کنیم نمی توانیم از پنج حس درون استفاده کنیم .همانطور که وقتی خواب می بینیم می توانیم حس کنیم چیزی که در خواب می بینیم  که در این کلاسها از پنج حس درون استفاده می کنند که ما همینطور که جایی نشستیم می توانیم چیزهایی را ببینیم که بقیه نمی توانند ببینند .اینجا که حسها جا به جا می شود تعادل انسان را به هم می زند .چون این افراد در مدت بسیار کم حس خود را بالا برده پس ظرفیت کافی برای گنجایش این حس را نداریم انجاست که انفجار سلولی صورت می گیرد. انسان نمی تواند از پنج حس درون وپنج حس بیرون با هم استفاده کند .مثلا اگر کسی قرص مصرف کرده باشد شاید انقدر بار فیکس می زند تا تاندونهای او پاره می شود ولی تا پارگی تاندون بدن خود احساس درد پیدا نمی کند واین بی تعادلی ناشی از مصرف قرص است .مثلا اگر کسی نقطه تحمل کافی نداشته باشد و از راهی پول زیادی بدست اورد همه ان را از دست می دهد .ایمانی که سریع به دست می اید تبدیل به کفر می شود «یا عشقی که زود بدست می اید تبدیل به نفرت می شود پس همه چیز باید در طول زمان به دست بیاید تا نقطه تحمل ان نیز بالا برود.



نظرات() 


Why does it hurt right above my heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:58 ق.ظ
Admiring the commitment you put into your website and detailed information you
present. It's great to come across a blog every once in a
while that isn't the same out of date rehashed material.
Excellent read! I've bookmarked your site and I'm adding
your RSS feeds to my Google account.
http://ricebrddyaflat.exteen.com/
شنبه 14 مرداد 1396 05:35 ب.ظ
Thanks for the auspicious writeup. It in reality was a entertainment account it.

Glance complex to far delivered agreeable from you!
By the way, how can we be in contact?
http://marisseelig.blogas.lt
جمعه 13 مرداد 1396 08:16 ب.ظ
Hmm is anyone else encountering problems with the pictures on this blog loading?
I'm trying to figure out if its a problem on my end or if it's the blog.
Any feed-back would be greatly appreciated.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:53 ب.ظ
I am truly grateful to the holder of this web site who
has shared this impressive paragraph at here.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:49 ق.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.

Look advanced to far added agreeable from you! By the way, how could
we communicate?
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 09:21 ق.ظ
You are so interesting! I do not believe I've read
through anything like this before. So good to find somebody with some genuine thoughts on this subject.
Really.. thank you for starting this up. This site is
one thing that is required on the internet, someone with a
bit of originality!
همسفر سارا
شنبه 17 مرداد 1394 09:35 ق.ظ
سپاس و خدا قوت خدمت استاد عزیز خانم نجمه
بسیار عالی بود
narges
سه شنبه 6 مرداد 1394 10:15 ب.ظ
بسیار هم عالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox